میدانید که شیرازی ها خیلی تنبل هستن و هر کحا که بتونند ولو میشن .

 اصلا میخوهند اسم شیرازو عوض کنن و بگذارن ولوسیتی

 

برنامه روزانه یک خانم شیرازی :

 

نماز ما که قبول نیست . صبحانه هم دلم نمیخواهد.ناهار هم که از دیروز

 

پریروز یک چیز داریم .شام هم که برای آدم ضرر داره . ظرف شستنی هم

 

که نداریم .وای خسته ام برم بخابم .

 

از یک بچه شیرازی پرسیدن بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشی ؟ گفت

 

میخواهم بازنشسته بشم

 

میگن تنبلی مادر تمام عادت های بده . شیرازیه میگه بالاخره مادره و

 

احترامش واجبه

 

شنیدین میگن شانس  یک بار در خونه آدمو میزنه ؟ صد بار در خونه این

 

شیرازی ها رو میزنه !!!!! حال ندارن برن درو باز کنن !!!

 

فیلم ساختن برای شیرازی ها اول شده .(جدایی باسن از زمین )

 

شیرازی ها یک قانون دارن : چرا عاقل کند کاری ؟؟؟!!!

 

شیرازی ها یک قانون دارن : اگر به یک چیز احتیاج دارید که از شما دور

 

است پس به آن احتیاج ندارید .

 

چاه نکن برای کسی خسته میشی !!!

 

وقتی مهمان میخواد از خانه کرمانی ها بره کرمانیه میگه : یا جضرت عباس

 

ور نخیس آتیش گرفتم .

 

این گرد و خاک های کرمانشاه را فهمیدن برای چیه !! وقتی دو تا کرد با هم

 

دعوایشون میشه و شلوار کردی هاشونو  تکون میدن برای اونه

 

ترلیه افتاده توی دره . کرمانشاهیه میگه بیا این طنابو وصل کن به ماشین تا

 

من با پرایدم اونو بکشم بالا . مرده گفت : تو میخواهی با پراید تریلی

 

بکشی بالا ؟ کرمانشایه گفت : به پرایدش نگاه نکن مال کرمانشاه است .

 

دیدن یک پیرمرد در خیابان داره زنشو با این نام ها صدا میکنه ( همسرم .

 

امرم . جیگرم . خانومم ) یک خبر نگار که داشت رد میشد از مرده پرسید (

 

دلیل زنده ماندن این عشق بعد از ۵۰ سال چیه که با این نام ها همسرتان

 

را صدا میکنید ؟) پیرمرد گفت ( صداشو درنیار ۳۰ ساله اسمشو یادم رفته .

 

اگه بفهمه .........)

 

دختره رفته بوده دیدن پسره بیمارستان . در اتاق پسره را که باز میکنه

 

میبینه یک پیرزن اونجا نشسته . میگه ( من خواهرشم !!!!!) پیرزنه میگه :

 

( خوشبختم ننه. منم مادرشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  )

 

یک پسری به دختره یک تنه زد و در رفت . دختره برگشت دید یک پیرمرد .

 

گفت ( شما میسکال انداختید ؟) پیرمرده گفت ( نه . من ۲۰ ساله که

 

شارژم تموم شده )

 

پیرمرده به زنش گفت ( اگه من مرده فقط اجازه داری زن مش رمضان

 

بشی ) زن گفت ( واسه چی مش رمضان ؟؟؟؟؟ ) پیرمرده گفت ( چون

 

وقتی من جوان بودم اون یک خر پیری به من انداخت !!!!!!!!!)

 

اصفهانیه میگه ( تصمیم گرفتم بانک ملی را بخرم ) یزدیه گفت ( من هم

 

اگر خدا بخواهد میخواهم بنزو بخرم ) تهرانیه گفت ( من هدفم ماکروسافت

 

و اپل است ) آبادانیه گفت ( نمیفروشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

 

آتشنشانی به اصفهانی ها گفته ( اگر یک جا آتش میگیره زنگ بزنید

 

میسکال نندازید ) ولی همیشه میسکال میندازند .

 

اگر شما در آبادان به یک مارمولک نگاه کنید میگه ( چیه اژدها ندیدی ؟؟؟؟؟)

 

در آمریکا تصادف شده دوست آبادانیه زخمی شده . بردنش بیمارستان

 

آبادانیه میگه ( اگر حالش خیلی بده ببریم آبادان )

 

معلم میگه ( ۱۰ تا سیب داریم ۹ تا اش را من میخوارم چند تا میمونه ؟؟؟؟)

 

بچه میگه ( گدای سیب ندیده !! همون یک دونه را هم بخور دیگه !!!!)

 

یک مادری با جگر غذا درست کرده بود . به بچه هایش میگه ( اگه گفتین

 

امروز با چه غذا درست کردم ؟؟؟؟ یک راهنمایی میکنم باباتون همیشه

 

من رو با این اسم صدا میکنه !!!! ) بچه میگه ( آّجی نخور تپاله است !!!!!)

 

به عربه گفتن ( خنک ترین جای خوزستان کجاست ؟؟؟؟ ) گفت ( بانک ملی

 

مرکزی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   )

 

عربه ساعت رولکس خریده ۱۸۰ میلیون تومان بلد نیست بخونه !!!!!!!!!!!!!!

 

یک آقایی بدو بدو بهش رسید و گفت ( ساعت چنده ؟؟؟؟) عربه یک نگاه

 

کرد و گفت ( بدو بدو دیرت شده !!!!!!)

 

یک مرده گفت ( من دکترای ریاضی ام ولی هنوز نفهمیدم  پلیس +۱۰

 

چند میشه ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟)

 

پسره به مادرش میگه ( دیگه موقع ازدواج من شده این دختر عفت خانم را

 

برای من بگیر ) مادره گفت ( نه اونو شیر دادم ) پسره گفت ( دختر همسایه

 

روبرو  را بگیر ) مادره گفت ( نه اون شیر دادم ) پسره گفت ( مال همسایه

 

کناری بگیر ) مادره گفت ( اونم شیر دادم ) پسره گفت ( تو ننه من بودی

 

یا گاو محله ؟!؟!؟!؟!؟!)